تبليغاتX
آرمتی

آرمتی
 
دوستی یعنی :

 دوستی یعنی دوباره زندگی وقتی که ساعت های متوالی با هم سر هزاران مسئله ی روز بحث می کنیم و احساس می کنیم می تونیم دنیا رو تغییر بدیم !

دوستی یعنی دوباره زندگی وقتی که اولین روزی که مهمونش بودم بهم تخم مرغ قرضی داد و من آبروشو بردم و از اون روز به بعد فقط بوقلمون جلوم می ذاره !

 دوستی یعنی دوباره زندگی و تنها دوستی که قد خودم به نت اعتیاد داره !

دوستی یعنی دوباره زندگی وقتی که تصمیم می گیرید اتفاق شگفتی که برایتان افتاده است را برای نسل های بعدتان تعریف کنید !

دوستی یعنی هدری وقتی که قواعد روزمره ی زندگی بهت فشار می یاره و می خوای برای یکی که می فهمه باز گوشون کنی .

 دوستی یعنی هدری وقتی که ساعت 3 ظهر توی دمای بالای 40 می شینید کنار گروه و حرف می زنید تا وقت رفتنت به خونه فرابرسه !

دوستی یعنی هدری و کافکا و هدایت و من !

دوستی یعنی شیم شیم وقتی که بعد از یه روز تراکتوری ( به معنی روزی که همه با تراکتور از روی شخصیت و عقایدت رد شده اند !!) آنقدر قشنگ روحت را وصله پینه می کند !

دوستی یعنی شیم شیم وقتی که معصومیتش اشکش را در می آورد و تو باید با تمام خباثتی که داری جلوی این معصومیت کم نیاوری !

دوستی یعنی شیم شیم وقتی هم گروهش هستی و او بهترین سرچر دنیا می باشد !

 دوستی یعنی شیم شیم وقتی که از دیوار صدا در می آید اما از او نه ! یعنی شیم شیم خوش صحبت ! خانوم !

دوستی یعنی نوعروس وقتی که عاشق شدنش را دیدی و چقدر برایش ترسیدی و دعا کردی !

 دوستی یعنی نوعروس وقتی که متاهل شدو تو نفهمیدی چطور باید با یک نوعروس متاهل رفتار کرد .

دوستی یعنی نوعروس و کمد دیواری مشترکش با تو ! و البته دستمال توالت !

دوستی یعنی کاتب ! وقتی که بعد از تجربه های مشترک فراوان ! با هم در ارتباط با آقایون بیانیه صادر می کنید !

دوستی یعنی کاتب وقتی که ساعت ها با هم حرف می زنید بی آنکه بفهمید !

دوستی یعنی کاتب وقتی که می بینی انقدر نظرت برای کسی مهم است !

دوستی یعنی شب نشینی های خوابگاه کوثر2 ، یعنی اطلاع رسانی وقایع بین اعضا در کسری کوچکتر از صدم ثانیه ، یعنی یک روح خون آشام در 5 نفر ! دوستی یعنی اکیپ خون آشام ها با مرام نامه ی نانوشته اش ، با عصبانیت هایش ، تصمیمات کبری ایش ، با شادی هایش ، خنده هایش و دوستانه هایش ! دوستی یعنی تلپ شدن ترم آینده در اتاقی که بالاخره اکیپ خون آشام ها را دور هم جمع خواهد کرد !!!!



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 توسط آرمتی
درباره وبلاگ

آرمتی هستم . دانشجوی رشته ی مهندسی صنایع غذایی در دانشگاه رامین . هنوز بعد از این همه ترم نفهمیدم که چه احساسی نسبت به دانشگاهم دارم . شاید این دستنوشته ها بتونن کمکم کنن !
Blog Skin