وقتی آرمتی به زمین و زمان مشکوک می شود !
یادمه قبلا ها ( خیلی قبلا ها !) گفته بودم به خاطر روزای باروونی رامین می تونم تا آخر عمرم تو این یونی بمونم اما حالا می خوام بگم نه فقط به خاطر روزای بارونی که به خاطر این دو سه روز بعد عید که همه ی گلا باز شدن و دانشگاه زیر عطر گل رز داره خفه می شه حاضرم توی یونی دلبندم بمونم ! ( خدایی تا حالا کسی رو دیدین که قد من یونیش رو دوست داشته باشه ؟ می دونید که یونی هم به من اصولا الطاف بسیار داره ! :دی ! )
اما موضوع این پست من هیچ ربطی به گل مل نداره فقط ربطش اینه که وقتی داشت این جنایت رخ می داد تو پس زمینه ی ماجرا یه عالمه گل صورتی جا گرفته بود ! من داشتم طبق معمولی که مستحضرید ( امکان نداره جور دیگه ای بنویسنش !!) خیلی متین و با وقار از سمت خوابگاه کوثر۱ یا همان روزانه ی خودمون می یومدم سمت سرویسا ( دیدین شبیه راه بهشت شده ؟ می خوام اسمش رو بذارم گذرگاه بعد از عید بهشت ! ذوق هنری رو کیف می کنین که ! ) ساعت ۴ بود و آفتاب با ملایمت داشت ما رو از وجودش بهره مند می کرد که دیدیم یک آقا پسر بسیار محترم و ناشناسی ( ادب رو دارین ؟ آخه ممکنه از وب نویسا باشه و اینجا رو بخونه !!!) هی می ایسته کنار بوته های گل و خم می شه و سرش رو می بره تو حلق بوته ها ! یکم که نا خودآگاه ناخودآگاه دقت کردیم دیدیم گوشیش تو دستشه و داره از گل های بیچاره عکس می گیره ( با کله رفته بود وسط بوته ها ! نچ نچ !!حاضرم شرط ببندم دماغش با دماغ گل ها برخورد هم کرده بود !!نچ نچ !! ) که یهو یکی اسم وبلاگ آورد و خین و خین ریزی به راه افتاد ! شوخی کردم ! من در حالی که با همان وقار ویژه که همه از آن مطلعید! :دی !! داشتم راهم را می رفتم شنیدم که یکیشان گفت ( وبلاگ نویسی همین دردسر ها رو هم داره !) منم به خدا نه که توهم داشته باشم ها ! نه که ظرفیتم در حد کپک استوایی باشه ها ! نه به خدا ! مسئله اینجاست که از بس سر همین نیم چه وب داغون زپرتی حرص خوردم و متلک شنیدم که سادیسم تو نظرم یه نوع سرماخوردگی می یاد ! دیگه وقتی اسم وب می یاد از جام می پرم و فکر می کنم الانه که بهم بگن دختره ی الاف بی کار معلوم نیست تو نت چه غلطی می کنه !!! ( نه فقط تو دانشگاه ها !!! نه !!! ) خلاصه ما فکر کردیم اینا باز دارن متلک می اندازند ! تازه وقتی مشکوک تر شدم که همان پسر مذکور محترم ( یعنی هنوز داره اینجا رو می خونه ؟ ) گفت ( طرف دانشجوی اینجا بوده تموم کرده الان مشهده ! بعد نظر داده برام از طبیعت بهاری رامین عکس بذار !!) دیگه ما که سادیسممون عود کرد و چیزی یادمون نمی یاد ! آخه منم عینا یه همچین نظری رو داشتم ! بعدا که از واقعه چند لحظه ای گذشت و چند ثانیه ای مرحوم شد به این مغز قد نخودم رسید خو شاید اونم بلاگر باشه و اون آقا مشهدیه برای وب اونم همین نسخه رو پیچیده باشه !!
خدا همه ی جوون ها رو به راه راست هدایت کنه ! ما رو که به این راه هدایت نکرد !
آقا جان اگه یه روزی دوباره زندگی پستی گذاشت با موضوع چه کسانی به آهنگ های درپیت گوش می دهند بدونین منظورش منم ! چون قول داده منو تو وبش سوژه کنه ! آخه مگه اشکالی داره آدم رپ گوش بده ؟ حالا چه اجتماعی و اعتراضی باشه مث هیچ کس و یاس یا دارای حرکات موزون باشه مث ساسی مانکن و تهی و مخته ! نیاین فردا بگین ایرانیا ذائققه ی خودشون رو از دست دادن ها ! من معتقدم بعد از چند تا آهنگ تو دستگاه همایون گوش کردن بد هم نیست آدم رپ و آر اند بي گوش بده ! هان ؟
نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 توسط آرمتی