می دونین ! منم می دونم که هنوز نتیجه ها رو نزدن و هنوز کسی نمی دونه کی کجا قبول شده اما من بنا به دلایلی حس کردم الان وقتشه که این پست رو بزنم ! اگر به نظرتون بی موقع اومد به بزرگی خودتون ببخشین . اگه هم نمی تونین ببخشین بی زحمت اون ضربدر قرمز رو که واسه همین وقت هاست بزنید و خلاص !
توصیه های دوستانه (۱)
بی خیال . باورکنین حالا که دیگه دانشگاهتون و رشته اتون رو انتخاب کردین . مهمترین کارتون اینه که دوستای خوبی پیدا کنین . دوستایی که پشتتون وایسن و تو سختی ها کمکتون کنن . همونطوری که باهاتون می خندن باهاتونم گریه کنن ! دوست خب ، یه دوست دانشگاهی خوب می تونه دوران دانشگاه رو براتون به یاد موندنی کنه . من که اینو امتحان کردم . شما هم امتحان کنین ضرر نمی کنین .
یه چیز دیگه ! هیچ وقت یادتون نره که ترم یک فقط ترم یکه ! قرار نیست همه ی خیالاتی که در مورد دانشگاه داشتین توی همین ترم عملی کنین . و تو رو خدا خودتون رو زیادی تابلو نکنین ممکنه بعدا پشیمون بشین !
آهان ! داشت یادم می رفت . ترم یک معمولا جمعای دوستی ای تشکیل می شن که بعدا تغییرات زیادی از نظر نفرات می کنن . پس در صمیمی شدن با دوستاتون یکمی محتاط رفتار کنین .
و در آخر ! از ترم یکی بودنتون لذت ببرین . نگران سوتی هاتون نباشین و اگه نظر منو می خواین باید بگم انقدر سوتی بدین که برای تمام دوران دانشگاهتون سوژه واسه خنده پیدا کنین !
توصیه های غیر دوستانه (۲) " به ترم یکی های حسااس سفارش نمی شود . "
راستش اون زمان که ما جوون بودیم و موقع انتخاب رشته مون بود . بهمون گفتن و باور داشتیم که مهم رشته است و باقی چیز ها یکجورهایی کشک . بعدها یک چیز های دیگری هم دریافتیم که از قضا مهم بودند ( چیزی مهم تر از کشک ! )
می دونم همه ی بچه های رامینی اسبق و در حال حاضر منتظرن که الانه شروع کنم به آآآه و نااااله که ای وااای نمی دونید این دانشگاه رامین چه جور جاییه ! ( آیکون بشین تا برات بگم خوااهر ! :دی ) اما خیر کور خوندین ! به کوری چشم همه ی اجانب و باقی کج اندیشان جامعه علم و هنر ! دانشگاهمان یک چیزی است در حد دانشگاه هاروارد ( آیکون حالت جا اومد ؟ برو بقیه اش رو بخون ! )
فقط یه تفاوت های جزئی ای داره که اصلا مهم نیستن . جون تو ! حتی می تونی الان این پنجره رو ببندی و بری به همه بگی که رامین همان برگردان به فارسی هاروارد است و کف همه را ببری ! اما خب اگه خیلی مایلی ادامه بدی ! بدان و آگاه باش که خودت خواستی !!!
۱. فکر می کنی اساسی ترین تفاوت چی می تونه باشه ؟ عمرا که به ذهنت برسه که دانشگاه ما در کنار پر آب ترین رود ایران ساخته شده ! ( خیلی نامردی اگه زیر لب بگی برو بابا اون که خشکیده و نصفه جونه ! )
۲. چشماتو ببند ! بستی ؟ حالا یه نخلستون رو تجسم کن . یه نخلستون که ثبت جهانی و نخلاش به قول یکی از دکتر ها شناسنامه دارن ! خب بسه بسه نگفتم که هاوایی رو تجسم کنی که :دی! حالا چشماتو واکن . نمی بینیش؟ معلومه چون ما هم هنوز ندیدیمش ! به نظرت اصلا مهمه که ورود دانشجو ها به اونجا ممنوعه؟
۳. آموزش ! چرا که نه ! چون می دونم تا حالا بدجوری سرت تو کتاب بوده و هاروارد نرفتی می گم بعدا نگی راهنماییم نکردن!فرض کن که وارد دانشگاه هاروارد شدی . یه بلوار فسقلی رو رد کن (می دونم می دونم ! نمی خواد بگی ! اصلا به زیبایی بلوار ما نیست که ! از این بلواراست که هر وقت این رئیس مئیساشون می یاد آب پاشیش می کنن ) سمت راستت رو نگاه کن . آها همون ساختمون در و داغونه ! آره همون آموزشه . حالا وارد شو . چی ؟ بهت لبخند می زنه ؟ آی کی یو ! اون خودتی تو شیشه ی در . برو داخل دیگه . . . . چند دقیقه بعد . چیه؟ چرا قیافه ات این شکلیه ؟ حالتو گرفتن ؟ کارت انجام نشده ؟ باید بری دانشکده خودتون ؟ ای بابا ترم یکی که گریه نمی کنه ! گریه مال اونایی که کار فارغ التحصیلیشون مونده ! حالا مهر بیا آموزش یونی خودمون یه کاری برات می کنیم . آفرین بچه ی خوب اشکاتو پاک کن دیگه !
۴. روز های تعطیل ! اصلا خودت قضاوت کن یک شنبه ها هم شد روز تعطیل ؟ عزیزم باید جمعه ها بیای یونی خودمون رو ببینی تا معنی روز تعطیل و کانون گرم خانواده و پیک نیک حالیت شه !
۵. سگ ! نه نه ! فحش نمی دم به خدا ! سگ که چیزی نیست ما یه جونورایی شبیه سمور داریم . کبوتر داریم . شانه به سر داریم (خودم دیدم ! ) . ماارمولک هم داریم . ( آیکون مارمولک نگو بگو تمساااح !) .. تازه یه سری جک جونور دیگه هم داریم که متاسفانه به دلیل محدود بودن سطح سواد جانورشناسی بنده اسمشون اینجا نمی یاد !
۶. خون آشام ها ! هاروارد که هیچی ! همه ی دنیا هنوز اینقد پیشرفت نکرده که بتونه بار علمی ما بچه های اکیپ خون آشام ها رو تحمل کنه !! می گی نه ؟! اصلا بیا دانشگاه خودت ببین !!
* این داستان ادامه دارد !
نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 توسط آرمتی